حس غريب زندگي




Tuesday, November 11, 2003

"...لحظه‌ء من در راه است. و امشب - بشنويد از من -
امشب ، آب اسطوره‌اى را به خاك ارمغان خواهد كرد.
امشب ، سرى از تيرگى انتظار بدر خواهد آمد.
امشب ، لبخندى به فراترها خواهد ريخت.
بي هيچ صدا ، زورقي تابان ، شبِ آب‌ها را خواهد شکافت.
زورق‌ران توانا ، که سايه‌اش بر رفت و آمد من افتاده‌است،
که چشمانش گام مرا روشن مي‌کند،
که دستانش ترديد مرا مي‌شکند،
پارو زنان ، از آن سوى هراس من خواهد رسيد.
گريان به پيشبازش خواهم شتافت.

در پرتو يکرنگي، مرواريد بزرگ را در کف من خواهد نهاد."

سهراب



........................................................................................

Home