حس غريب زندگي




Sunday, September 07, 2003

راز

ساده ام، آنقدر سخت كه مى شود به راحتى نديده‌ام گرفت.
سخت‌م ،آنقدر ساده كه نمى شود مرا نديد.
هر چيز مصنوعى و غير واقعى برايم بشدت كسالت آوراست.هر چيز غير راستى برايم بشدت دروغ آميزو هر دروغى بشدت دلگير كننده .
دلم كه مى گيرد با تمام قوا پرتاب مىشوم به سياره كوچك خودم كه در آن هيچ گل سرخى انتظارم را نمى كشد و هيچ آتشفشان كوچكى براى تميز كردن نيست !
هواى سبكى هست كه ريه‌هايم را پر سادگي كندو تنهايى كه سادگى را مجالى براى زيستن دهد.
به سياره‌ام مى روم و دور مى شوم ، آنقدر دور كه انگار هرگز نبوده‌ام و از آن اوج دانه هاى دل آدم ها از زير پوست‌شان پيداست ، آنقدر نزديك كه انگار هميشه بوده‌ام !

ساده هستم اما....



........................................................................................

Home