حس غريب زندگي




Sunday, September 14, 2003

●
بابايى گلم زادروزت فرخنده
اينجورى دوست داشتى نه؟؟!هميشه مى‌خواستى همه چيز فارسى باشه.
حالا دختر دردونه‌ات از اين سر دنيا دست‌هاى مهربونت رو مى بوسه و با اجازه‌ات به تموم زبونهاى دنيا و مخصوصا به زبون بى‌زبونى بهت مى‌گه كه از اينجا ازهمين مملكت اتازونى تا اونجا تا همون خاك خونه دوستت داره .
از خداى بزرگ مى‌خوام كه سايه مهربونت ، سايه‌بون گسترده هميشه‌ام بمونه و سرو بلند بودنت هميشه سرفراز باشه ...



........................................................................................

Home